چقدر آرامشی رو که در زیرزمین خانه هنرمندان وجود داره ٫دوست دارم .اینجا یک سقاخانه کوچیک داره که اکثر اوقات هم یک بسته شمع اونجا گذاشتند تا به هر نیتی که دوست دارید یک شمع روشن کنید.اینجا با سکوتی که هست کلی به آدم آرامش میده ولی ....یکسری چیزها هست که خیلی دلم می خواست در موردش بنویسم ولی به دلایلی منصرف شدم منتها الان دلم می خواد بنویسم ...
من هفته قبل رفته بودم مشهد.در راه رسیدن به حرم مجری برنامه رادیویی می گفت در اماکن زیارتی انرژی خاصی هست مثل همون انرژی که در کویر هست و در طبیعت .به دوستم گفتم چه خوب کلی انرژی مثبت .وقتی به ورودی حرم می رسیدی باید خودت رو به دست زنانی می سپردی که لباسها و کیفت رو بگردند .احساس خیلی بدی به آدم دست میده...خانمی رژ لب خیلی کمرنگی زده بود قبل از اینکه نگهبان زن بخواد بهش تذکر بده ٫زنی از پشت سر من داد زد الهی خدا خشکت بکنه ..الهی ...نفرتی که در صورت و صدای زن موج میزد عجیب و باورنکردنی نبود.اینجا همه به خودشون اجازه میدن به همه تذکر بدن اونهم به نحو خیلی زشتی.به زن میگم خانم فکر نمی کنبد این موضوع ربطی به ما نداشته باشه با توجه به اینکه زنانی که اینجا نشستند پول می گیرند تا همین کار رو انجام بدهند...
داخل حرم خیلی شلوغ بود .همه سعی داشتند حتما خودشون رو به ضریح برسونند اونهم با لگد کردن و هل دادن دیگرون .اول چادرهاشون رو به کمر و یا دور سر می بستند و وصیتهای لازم رو هم به همراهانشون می کردند و بعد انگار قراره به جنگ برند....وقتی هم به ضریح می رسیدند دیگه ول کن نبودند٫بعضی هم چیزی نمونده بود میله های ضریح رو از جا بکنند.صدای جیغ وحشتناک زنانی هم که نمی تونستند به خاطر فشار جمعیت به عقب برگردند باعث میشد یادت بره داشتی با خدا حرف می زدی .زنان برمی گشتند در حالیکه چادرها از سرشون افتاده بود و بعضی ها هم احتیاج به آب قند پیدا می کردند.خادمان حرم هم که تنها کاری که میکردند این بود که از زنان بخواهند روبروی ضریح نایستند.بوی عرق آمیخته با گلاب هم معجونی ساخته بود که در بعضی موارد واقعا نفس رو بند میاورد .دوستم میگه این چه وضعیه حداقل اول حمام برن و بعد بیان زیارت ..زنی که کنار ما ایستاده در حالیکه لبهاش رو میگزه میگه خانوم زائر امام رضا هستند اینطور حرف نزنید..ولی مگه نمیگن اسلام دین پاکیزگی است و مگه دوران ابتدایی روی جلد کتابها این تعالیم رو ننوشته بودند .پس چرا نباید در این مورد حرف زد.جالب اینجا بود که خادمان حرم می گفتند این زیارت قبول نیست .به دوستم میگم واقعا متولیان حرم نمی تونستند به جای استخدام این همه خادم که کاری هم انجام نمیدن با اجرای دو تا برنامه خیلی ساده کاری کنند که همه بتونند به راحتی و در آرامش زیارت کنند .با خودم فکر می کنم گویا مقرر شده مردم در این کشور همه چیز رو به سختی به دست بیارند و این قضیه در زیارتها شون هم تاثیر گذاشته .
وضعیت بچه های کوچیک که دیگه دل سنگ رو هم آب می کرد .زنی دخترش رو روی دوش گذاشته تا بتونه دست دخترک رو به ضریح برسونه و دختر که از شلوغی جمعیت ترسیده بود گریه ای می کرد که اعصاب آدم خورد می شد .دختری هم کنار پای من ایستاده بود و از شدت گریه و ترس می لرزید ٫دختر رو بغل کردم تا در اون شلوغی حداقل بتونه درست نفس بکشه ..پسر کوچولویی هم هلیکوپتر اسباب بازیش رو بالای سر گرفته بود و داد میزد هرکی هلم بده هلش میدم ....
زنی هم در این فضای معنوی با گریه نفرین می کرد به این خاطر که کیف پولش رو دزدیده بودند و بیچاره هیچ پولی نداشت که برگرده....به زنی فکر میکنم که از شدت فقر در این مکان مقدس دزدی میکنه و مگه نگفته اند فقر که از دری وارد بشه دین از در دیگه خارج میشه پس چه فرقی میکنه.ناخود آگاه یاد ماشین آخرین مدلی افتادم که روبروی حرم نگهداشت و راننده پایین پرید و در رو باز کرد و منتظر موند تا چند تا روحانی محترم از ماشین پیاده بشن و نماز اول وقت رو در کنار بارگاه امام رضا به جا بیارن ...
البته من باید پولی رو داخل ضریح مینداختم به دو نیت .اول سلامتی مامان بهناز عزیزم که خوشبختانه حالا عمل شده و حالش هم خوب شده و دیگری برای اینکه یک دوست هرچه زودتر به مقصد مورد نظرش برسه البته نه مجبور شدم کسی رو هل بدم و نه ..
این مطلب رو برای این نوشتم چون معتقدم که هرجایی یک حرمتی داره و ما باید این حریم رو رعایت کنیم .اماکن مذهبی هم همین طور .آدم باید بتونه اینجا با آرامش بیشتری با خدا ارتباط برقرار کنه نه اینکه صدای جیغ و ....باعث بشه حتی دچار سردرد هم بشی.فکر می کنید متولی این امر کیه .خب خدا رو شکر که ایران یک کشور اسلامیه و حتی در کوره دهاتها هم آخوند هست پس چرا نباید اصول درست زیارت کردن و ...به مردم یاد داده بشه .مگه نمیگن خدا رو اونطور بپرستید که شایسته پرستش است .خب زیارت کردن هم همینطور ..فکر نمیکنم این زیارت با شرایطی که گفتم شایسته مقام امامان باشد .. .منتها هر وقت بحث راجع به این مسایل پیش میاد همه از ترس اینکه مبادا بهشون انگ زده بشه که به اعتقادات مذهبی بی احترامی کرده اند ساکت میشن .چطور خیلی ها به خودشون اجازه میدن به راحتی به اسم دین به دیگرون توهین کنند و سالها تخم نفرت رو در دل خودشون و دیگرون بکارند اونهم به اسم اسلام که دین مهربانی می نامندش ولی در مورد اصلی ترین مسایل معنوی ...