تبليغاتX
پرنده خارزار

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

نوشته بودم در موسسه اي كار مي كنم كه ادبيات جامعه مدني بكار برده ميشه و البته خيلي از دوستان هم مي دونستند كه قراره  اين موسسه، سايتي رو راه اندازي كنه كه فقط به اخبار حوزه جامعه مدني اختصاص داره .خب اين هم سايت خبري تحليلي كنشگران كه ديروز راه اندازي شد؛ البته با زحمات دكتر رزاقي، جادي، آسيه و من .

دليل راه اندازي اين سايت، در یادداشت دکتر رزاقی به طور مفصل شرح داده شده است. همان طور هم كه در اين يادداشت آمده؛" موسسه کنشگران داوطلب برای انعکاس صداهای جامعه مدنی و ايجاد فضايي براي هم انديشي فعالان واصحاب آن اقدام به راه اندازی اين سايت خبري تحليلي كرده است" .

اگر دوستان خوبی که این وبلاگ رو می خوانند، در این حوزه فعالیت می کنند ویا با NGO 

همكاري مي كنند براي  پوشش خبري مراسم و برنامه هاشون به ما خبر بدهند ( از طريق ايميلي كه در سايت هست) و يا خبرهاشون رو مستقيم براي ما بفرستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده 

امروز به مسیح زنگ زدم تا همديگه رو ببينيم ....مسيح با صداي غمگين ميگه زود بيا تا با هم خداحافظي كنيم ...وبازهم يك مسافر ديگه .... مسيح امشب براي ترجمه كتاب "تاج خار"ميره فرانسه و ايتاليا ....دلم مي خواست مسيح از خاطرات سفرش بنويسه ولي برای نوشتن كتاب سومش " من آزاد هستم" كه البته بعد از اين همه مدت مجوز چاپ بهش ندادند، ديگه وبلاگ ننوشته ....با رفتن مسيح ،باز من تنهاتر از هميشه ميشم ....حداقل خوبيش اينه كه مسيح چندماه ديگه برمي گرده....امیدوارم كلي خوش بگذره بهت ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده 

(JPG)

تمام اتفاقات دیروز رو دوستان خوب نوشتند ...فقط ماجرای کلانتری رو می نویسم وقتی که رفته بودیم تا با مسئولان صحبت کنیم که چرا اجازه برگزاری این نشست رو ندادند....

اول از همه پرسیدیم افسر نگهبان رو کجا میشه دید ...اشاره کردند به انتهای سالن ....ما پنج نفر همین طور داشتیم می رفتیم به حیاطی که در انتهای سالن بود که مرد تنومندی که اونجا نشسته بود گفت آی خانم کجا!!!!! من هم بلافاصله گفتم میریم افسر نگهبان رو ببینیم ...اشاره ای به خودش کرد و با غرور گفت من افسر نگهبان هستم .....نوشین توضیح داد که برای چه کاری اومدیم....افسر نگهبان گفت باید با رئیس کلانتری صحبت کنید ولی فقط یک نفر ....منصوره شجاعی گفت ما باید با هم مشورت کنیم و باید دو نفری بریم ....وقتی منصوره و شهلا داشتند می رفتند ما هم رفتیم دنبالشون....افسر نگهبان گفت کجااااا....من هم بلافاصله گفتم ما میشیم دو نفر و نیم ...چون ما زنیم و طبق قوانین جمهوری اسلامی نصف یک مرد محسوب میشیم.....افسر نگهبان گفت نخیر خانوم شما هر کدومتون ۴۰تا مرد رو حریف میشید و نفری هم ۲۰۰متر زبون دارید !!!!!!!

خانمی به همراه همسرش اومده بود تا از شوهرش شکایت کنه...مرد تا اسم حقوق زنان رو شنید و حرفهای افسر نگهبان رو ، با آرامش و خونسردی گفت :حقوق زنان ...این همسر من ۳۱۵مورد شکایت علیه من مطرح کرده اون وقت میگن ما حقی نداریم ....

تا صحبت های منصوره و شهلا تموم بشه و مسئولان محترم بهشون بگن که از وزارت کشور بهشون دستور داده شده جلوی برگزاری مراسم رو بگیرند نیم ساعتی طول کشید و ما تمام برگه هایی رو که به در و دیوار زده بودند خوندیم .... وقتی داشتیم اونجا رو ترک می کردیم زن هم با چشمهای گریان و در حالی که گویا با اون ۳۱۵مورد شکایت هم بازنده این حق خواهی به نظر می رسید، از در کلانتری خارج شد ...و ما هم رفتیم تا به مهمانهایی که پشت درهای بسته سالن رعد منتظر بودند بگیم که این نشست رو کنسل کردند.....

این هم لینکهای مطالبی که دوستان خوب از مراسم دیروز نوشتند:

 بی مشروعیت زیستن(شرح کامل ماجرای شروع کمپین در امشاسپندان )

عکس های کسوف از مراسم شروع کمپین

گزارش مریم میرزا در زنستان

گزارش محبوبه(خودم) در سایت کمپین

نوشته الناز عزیز (که برای رسیدن به این کمپین موتورسواری رو هم تجربه کرد)

و اما این هم سایت رسمی کمپین به اسم تغییر برای برابری که می توانید تمام اخبار ،اهداف و ....این کمپین رو از این طریق دنبال کنید و دوستانی هم که تمایل به امضای اینترنتی دارند، در همین سایت امضاها جمع آوری می شود.البته لازم به توضیح است که قرار بر این شده تا این امضاها که برای جمع آوری آن حداقل یک سال زمان در نظر گرفته شده ،بیشتر از طریق برقراری ارتباط با مردم و صحبت در زمینه این کمپین صورت گیرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  | 

درسته كه اجازه برگزاري مراسم در سالن رعد داده نشد و پشت درهاي بسته مانديم و ماندند...اما مهم اينه كه همه كساني كه آمده بودند پشت همون درها شاهد شروع اين كمپين بودند و اين كمپين با امضاي شركت كنندگان شروع شد ....شروع كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز

دلم مي خواست از اين شروع همين امشب بنويسم ولي الان فرصتي براي نوشتن ندارم ... فردا حتما مي نويسم .... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده 

كمپين «‌يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز» روز یکشنبه با برگزاری نشست «تاثير قوانين بر زندگي زنان» آغاز به كار مي كند.

اين كمپين كه در راستاي پيگيري قطعنامه تجمع 22 خرداد ، از سوي جمعي از فعالان جنبش زنان تدارك ديده شده است، تلاشي وسيع براي تغيير قوانين ناعادلانه و زن ستيز است و در نظر دارد با جمع آوري يك ميليون امضاء، فراگير بودن اين خواسته در لايه هاي مختلف جامعه را اعلام كند.کار رو در رو با زنان ایرانی در سطح گسترده، آگاهی از نیازها و مشکلات حقوقي آنها در زندگی روزمره و در نهایت افزایش آگاهی و حساسیت آنان در زمینه مسائل حقوقی و نابرابری های حقوقی زنان و مردان نيز از ديگر اهداف اين كمپين هستند كه از طريق ارتباط چهره به چهره براي جمع آوري امضاها دنبال مي‌شوند.

در اين نشست جمعي از وكلا، دانشگاهيان، هنرمندان و نويسندگان پيرامون ضرورت تغيير قوانين تبعيض آميز حوزه زنان سخن خواهند گفت و فعالان زن شركت كننده در كمپين، اين طرح را معرفي مي‌كنند.
اولين جلسه از سلسله نشست‌هاي «تاثير قوانين بر زندگي زنان» يكشنبه 5 شهريور از ساعت 17 الي 20 در سالن موسسه رعد به نشاني: شهرك غرب، فاز 2، خيابان هرمزان، خيابان پيروزان جنوبي، روبروي خيابان ششم برگزار مي‌شود.

پی نوشت:برای اطلاع رسانی در مورد این کمپین،یک سایت طراحی شده که در روز یکشنبه راه اندازی خواهد شد . کلیه فعالیت ها و بیانیه ها و اخبار مرتبط با این کمپین از طریق این سایت به اطلاع همگان خواهد رسید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده