تبليغاتX
پرنده خارزار - ترس از یک سوال

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

همش با خودم میگم چرا روز چهارشنبه که برادران جنبش عدالتخواهی به مسخره در مورد گنجی و یار دبستانی حرف زدند من هیچی نگفتم شاید اگه یک رهگذر عادی بودم می تونستم اعتراض کنم ولی من باید می نوشتم بدون هیچ حرفی و اعتراضی.برادران کم سن و سالی که وقتی نگین ازشون می خواست عکس بگیره بعضیها هیجانزده می شدند و می تونستی براحتی ببینی که به زور آب دهانشون رو قورت می دهند.بقیه هم ذوق می کردند وقتی یکی از بچه های خبرنگار باهاشون مصاحبه می کرد.همه هم یک متن رو حفظ کرده بودند و اگه از ده نفر دیگه هم سوال می پرسیدی همین جوابها رو بهت می دادند :"طبق نامه مورخ ....رهبری "....و نیروی انتظامی که از هرکدوم پرسیدم این تجمع مجوز داشته یا نه؟می گفتند خانوم ما خبر نداریم،از ما نپرسید.اونها فقط جرات داشتند ما رو در تجمع برای آزادی گنجی کتک بزنند ولی حتی اجازه نداشتند از این برادها در مورد مجوز بپرسند هرچند که طبق قانون برگزاری این تجمع ها مجوز نمی خواد.به یکیشون میگم اگه یکی از مفسدان اقتصادی احمدی نژاد و یا اقوامش و یا اعضای کابینه اش باشند ،چی؟طرف میگه برای ما فرقی نمی کنه همونطور که آقا ،مقام معظم رهبری فرمودند... و من دلم می خواد یک سوال بپرسم .فقط یک سوال ولی می ترسم و نمی پرسم.لعنت به این ترس .

+ نوشته شده در  جمعه 2 دی1384ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده