دوست خبرنگاری می گفت با فضایی که در مطبوعات بوجود اومده تصمیم گرفتیم حداقل همسرم در رشته خودش مشغول بکار بشه. شوهراین دوست هم روزنامه نگاره و البته رشته تحصیلی اش مهندسی عمران بوده. با جورشدن پارتی ،سفارش این دوست به یک مدیر میشه و خلاصه دوست هم رزومه شوهرش رو میزنه زیر بغلش تا تحویل مدیر مربوطه بده.دوست می گفت:"اول رئیس خیلی تحویلم گرفت و قول مساعد هم داد و من هم خب خوشحال اومدم خونه.فردا بهم زنگ زدند تا به رئیس مربوطه مراجعه کنم.وقتی رفتم رئیس بعد از معذرت خواهی گفت خانوم ...میشه این رزومه شوهرتون رو بگیرید و اونجایی رو که نوشتید دبیر سیاسی روزنامه ...حذف کنید و اصلا چه بهتر که در مورد سابقه کارش در این روزنامه ها هیچی ننویسید تا ما بهتر بتونیم کاری براشون انجام بدیم" .
نمی دونم برای شما هم این وضعیت پیش اومده یا نه.اگه هنوز پیش نیومده خیلی نگران نباشید بزودی این وضعیت برای همه ما پیش میاد.یک هفته بعد از انتخاب احمدی نژاد به هفته نامه ای که متعلق به سازمان ... است،معرفی شدم.مدیرمسئول که از طرفداران هاشمی و فکر میکنم از اعضای کارگزاران بود، تمایل زیادی به حفظ این نشریه داشت و دلش می خواست همه نیروها باصطلاح خودی باشند،به همین خاطر قبل از تحویل پست و تودیع می خواستند کمبود نیرو رو جبران کنند.پرسید اگه از شما بخواهند یک انتقاد کوبنده بر علیه دولت خاتمی بنویسید،می نویسید.من هم جواب دادم خب معلومه که نه.با وجودی که سوال از طرف دوستی که معرف من بود تکرار شد تا جوابم رو تعدیل کنم گفتم:انتقاد اگه بدونم بدون غرض هست و اگه در این زمینه اطلاعات داشته باشم که خب چون مطمئنم اینطور نیست نمی نویسم .بعد هم دولت خاتمی تموم شده و اینها باید در مورد عملکرد دولت خودشون توضیح بدهند تا ما هم بنویسیم.اصلا احتیاجی نیست که بگم از من دعوت به همکاری نشد تا دوستانی که در اونجا هستند بتونند به کارشون ادامه بدهند با اومدن همکاری که حاضره اگه ازش خواستند این نقد رو بنویسه.هرچند متاسفانه گویا قراره تا عید فقط این نشریه چاپ بشه.
به این فکر می کنم ما چرا حتی برای اینکه کار کنیم تا بتونیم زندگی کنیم (که تامین اشتغال یکی از وظایف دولت است)باید سرپوش بذاریم روی فکروعقل ومنطق و حالا گرایش سیاسی پیشکش.اصلا کدوم قانون گفته همه باید این رئیس جهمور رو دوست داشته باشند و یا در دولت اون رئیس جمهور خبرنگار و یا دارای سمت مدیریتی نبوده باشند. نمی دونم چرا برای ادامه زندگی باید مجبور به حذف خود واقعی مون باشیم واصلا زندگی با این حذف خود میتونه باز هم ارزشی داشته باشه یا نه؟