تبليغاتX
پرنده خارزار - یک روز برفی

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

اینکه امروز چقدر ضایع شدم بماند. قرار بودم برم شرق تا با خانم بختیارنژاد،مادر ارشاد عزیز که کتابی آماده چاپ کرده در حوزه جامعه مدنی مصاحبه کنم.حالا اینکه دفتر روزنامه تغییر مکان داده و به جردن منتقل شده بماند،با این برفی هم که می بارید اعصابم خورد شده بود...دفترجدید روزنامه هم نه تنها تابلو نداره بلکه به دلیل داشتن استخر ،با منزل مسکونی اشتباه گرفته میشه (من نمی دونم سلیقه کی بوده که این ساختمون رو به عنوان دفتر روزنامه انتخاب کرده  که حمام و دستشویی هاش مشترکه و البته حمام وان هم داره.!!!)  بعد از نیم ساعت از مصاحبه اونهم در شلوغی گروه سیاسی و اعتراض یکی از خبرنگاران گروه سیاسی که ماموران زن حراست وزارت کشور اجازه نداده بودند به طبقه بالا بره به دلیل پالتویی که پوشیده بوده ( من که هیچ ایرادی در این پالتو پیدا نکردم) و بهش گفته بودند میتونه چادر سرش کنه و اینکه چقدربهش برخورده بود و البته جوابشون رو هم داده بود که نه تنها از چادر خوشش نمیاد بلکه امکان نداره چادر سرش بکنه ...متوجه شدم این واکمن یکجورهایی مشکوک میزنه.وقتی برای یک لحظه کوتاه مصاحبه رو قطع کردم تا امتحاتنش کنم دیدیم بلللللللله واکمن هیچی ضبط نکرده .برای اولین بار بود که این اتفاق میفتاد.بقدری خجالت کشیدم که همه صورتم سرخ شده بود.خانم علیجانی  هم که طبق گفته خودشون یکبار برای خودشون هم این مشکل پیش اومده بوده گفت اصلا خودت رو ناراحت نکن.من دوباره از اول تکرار می کنم.وقتی یک واکمن دیگه گیر آوردیم با کلی سفارش که سالم تحویل گرفتی سالم هم تحویل میدی تازه فهمیدم نوار اصلا ضبط نمیشه .کدوم احمقی بود که می گفت ایرانی ،جنس ایرانی بخر.برای اولین بار من یک نوار دنا خریده بودم اونهم 500 تومان ناقابل (چون خونه کلی نوار داشتم ولی یادم رفته بود نوار بیارم) باید این بلا سرم میومد  . خلاصه من هم شروع کردم به نوشتن حرفهای خانم علیجانی .الان هم هنوز داره برف میباره ....

+ نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1384ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده