تبليغاتX
پرنده خارزار - من می خوام ببوسمت !!!؟؟؟

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

پسر میاد جلوم می ایسته و شروع میکنه با حرارت از رانندگی اش صحبت کردن.میگه چطور ماشینش رو به ماشین یک زن کوبونده و منتظر نمونده تا پلیس بیاد.تعریف میکنه که چطور از بین دو تا موتورسوارگذشته و بعد از دعوا با یک مشت زده تو دهن موتورسواره . یک نگاهی به من میکنه و بدون هیچ خجالتی میگه من میخوام  بغلت کنم و ببوسمت. با تعجب نگاهی بهش می کنم و میگم فکر نمی کنی من برای تو خیلی بزرگم.پسر میگه آخه من میخوام ببوسمت و بعد منتظرمی مونه.اول کلی تعجب کردم ولی خوب بعد نشستم و به اندازه چند ثانیه کوتاه بغلش کردم و بعد هم خیلی آروم پیشونی اش را بوسیدم.

این اتفاقیه که دیروز برای من افتاد وقتی که بعد از عصب کشی دندونم منظر بودم تا عکسی که از یکی دیگه از دندونهام گرفته بودند،به دکترم که دخترخیلی مهربون و خوش اخلاقی هم هست ، نشون بدم.

این پسرهمراه پدر و مادرش اومده بود.از همون اول هم با دیدن من شروع کرد به گفتن حرفهایی که نوشتم.وقتی مادرش میگه آریان،2 سال و نیمه است اصلا باورم نمیشه.پدرش هم با خنده میگه آریان به خاطر اینکه با کامپیوتر،گیم زیاد بازی می کنه این حرفها رو میزنه.آریان اصلا در ادای صحیح کلمات مشکلی نداره . وقتی آریان گفت دلش می خواد من رو ببوسه خیلی تعجب کردم .انتظار داشتم حداقل مادرش بهش بگه که نباید هیچ غریبه ای رو ببوسه و یا به هیچ غریبه ای اجازه بده که اون رو ببوسند. ولی مادرش که زن زیبا و جذابی هم بود گفت آریان از وقتی که وارد سالن شد و شما رو دید به من و پدرش گفت دلش می خواد شما رو ببوسه.راستش من مونده بودم که خب حالا باید چیکار کنم ؟پدرش بعد لبخندی میزنه و میگه من نمی دونم این بزرگ شد ما باید چیکار کنیم ؟؟؟؟؟؟؟

 

 هرچند روز یکبارخبری از این دست که پسر یا دختر کوچیکی مورد تجاوز و تعرض قرار گرفته می خونیم و کلی هم بدوبیراه نثار اون آدم خطاکار می کنیم که خب حالا هم همشون یاد گرفتند و میگند به ما هم در بچگی تجاوز شده ولی من نمی دونم چرا هیچ وقت تقصیر رو به گردن پدر و مادرها نمی اندازیم.اولا من اصلا درک نمی کنم چرا یک بچه 2/5 ساله باید با کامپیوتر بازی کنه اون هم گیم های خشن .بعد هم اصلا چه معنی داره که بچه به این سن و سال دلش بخواد یک نفر رو ببوسه .نمی دونم ولی ایکاش حداقل وقتی قراره افراد بچه دار بشن یکخرده مسئولیت پذیرتر باشند . چقدر وقت صرف کردم تا به برادرزاده ام یاد بدم که نباید به همه اعتماد کنه و بدونه که غریبه ها حق ندارند ببوسندش ولی نمی دونم چرا پدر و مادرها حتی کوچکترین مساله رو هم به بچه هاشون یاد نمی دهند و جالبه که از حالا نگران میشن که وقتی بچه بزرگ شد باید چیکار کنند؟

 پی نوشت:این عکس جایزه برترین عکس خبری سال ۲۰۰۵ رو نشون میده .یک زن نیجریه ای در مرکز اورژانس غذایی منتظر مونده تا غذایی برای فرزند گرسنه اش بگیره.این عکس خیلی متاثرکننده ای است.چشم اندازی از لحظات گرسنگی و انتظار یک مادر .خواستم حالا که حرف از بچه ها شده این عکس رو هم ببینیم.هرچند همیشه معتقدم بچه ها فقط از گرسنگی نمی میرند .پدر و مادرها  هم همیشه مقصرند...حتی این زن مقصر است ...این زن و میلیونها زن دیگه  که در اوج فقر و گرسنگی ،بچه دار شده اند بدون اینکه بدونند چرا....فکر می کنم فقر فرهنگی بیشتر داره باعث مرگ بچه هامون میشه تا فقر و گرسنگی مادی ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |