تبليغاتX
پرنده خارزار - من تکذیب می کنم تا تو ...

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

به یکی از نمایندگان محترم مجلس زنگ می‌زنم ....باید راجع به ناآرامی‌ها و گروگان گیری در یکی از شهرهای مرزی بنویسم ....نماینده میگه هیچ حرفی ندارم در این مورد بزنم ...می پرسم پس نتایج پیگیریهاتون چی شد؟میگه حرف زدن در این مورد خلاف امنیت ملی است و به صلاح نیست در این مورد چیزی بنویسید...من هم میگم پس من از جانب شما می‌نویسم به صلاح نیست که مردمی که به شما رای دادند بدونند چه بلایی بر سر عزیزانشون که گروگان گرفته شده اند اومده ....نماینده شاکی میشه ....من هم شاکی میشم و میگم شما که از تریبون مجلس فریاد زدید که چرا هیچ فکری به حال امنیت این مردم نمی شود حالا خودتون هم حاضر نیستید در این مورد حرفی بزنید .... نماینده وقتی پررویی من رو می‌بینه میگه باشه من همه چیز رو میگم ....از اوضاع ناآرام شهر میگه و اینکه چند نفر دیگه گروگان گرفته شدند....از اینکه خبر میرسه دو تا از گروگانها کشته شدند و بلافاصله میگه  نباید این رو بنویسید ....می پرسم چرا....میگه خب اگه گروگانها رو نکشته باشند با اعلام رسمی این خبر می‌کشند و اگر هم که اونها رو کشته باشند اوضاع شهر متشنج میشه و مردم جنازه عزیزانشون رو از ما می‌خواهند ...بعد از اختلافات شدید  بین شیعه و سنی در این شهر میگه و درگیریهایی بین این دو گروه ...از جو ناآرام شهر ....و اینکه نامه‌های تهدید آمیز در سطح شهر پخش شده و نماینده‌ها و فرماندار شهر و بقیه مسئولان رو تهدید کردند که  نفرات بعدی هستند که کشته میشند .... میگه اوضاع ناآرام این شهر فقط منتظر کوچکترین خبر جدیدی است ...میگه در این اوضاع  فقط کافیه کوچکترین خبری نوشته بشه تا جو این شهر به هم بریزه....(این از اون مواردی است که میگن‌بی‌خبری ،بهترین خبره!!!!)

 

نماینده محترم بعد از تمام این حرفها میگه : ببین فقط کافیه در مورد مسائلی که گفتم بنویسی تا به جرم اقدام علیه امنیت ملی ، سایت رو تعطیل کنند ... به نماینده اطمینان میدم که مواردی رو که تاکید کرده چاپ نشه درموردش نمی نویسم ....بعد نماینده بلافاصله میگه هیچ اسمی هم  از من هم نباید بیاری و باز هم تاکید می‌کنه اگه از جانب من بنویسی، من تکذیب می‌کنم تا تو رو دستگیر کنند و  سایت رو تعطیل کنند.....خنده ام میگیره و میگم وقتی شما که نماینده محترم این مردم هستید می‌ترسید به جرم اقدام علیه امنیت ملی بلایی سرتون بیاد من که دیگه غلط می‌کنم چیزی بنویسم !!!!!

 

خیلی جالبه اوضاع کاری ما در این شرایط ...هر سوالی و هر حرفی به بهانه اقدام علیه امنیت ملی‌بی‌پاسخ می‌مونه و اگر هم جواب داده بشه دیگه همه خوب می‌دونند که چطور باید یک خبرنگار رو بترسونند تا اطلاعاتش رو فقط برای خودش نگه داره ...البته من این خبر رو تنظیم کردم و مواردی رو که نماینده تاکید کرده بود چیزی ازش ننوشتم .

 

اما یک سوال ... تا کی میشه به بهانه تامین امنیت  ملی ،جلوی هر تحرکی و هر اعتراضی و هر خبررسانی ای رو گرفت .... واقعا منظور از امنیت ملی چیه .....وقتی در این شرایط نمیشه اوضاع شهرهای مرزی رو کنترل کرد پس وای به حال روزی که تهدیدها علیه ایران جدی بشه ... هرچند مسئولان محترم میگن مردم غیور ایران هزینه‌های رسیدن به انرژی هسته ای رو تحمل می‌کنند ولی خب باید یکی به این مردم بگه منظور از هزینه چی هست ؟!!!! منظورم  از مردم کسانی هستند که اخبار رو از طریق صدا و سیما پیگیری می‌کنند و نمی دونند که قراره چه اتفاقی بیفته و یا چه هزینه ای رو بپردازند ....با خیلی از همین مردم در روزهای اخیر صحبت کردم ...همه میگن بابا اینها روز آخر با آمریکا مذاکره  می‌کنند....و خیلی‌ها هم ساده لوحانه و حتی با خوشحالی میگن بذار آمریکا بیاد و تکلیفمون رو مشخص کنه ....نمی دونم یعنی  واقعا در این شرایط کاری از دست ما برنمیاد؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده