تبليغاتX
پرنده خارزار - پایان زندگی مجردی به یک دلیل !!!

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

سخت ترین کاری که باعث میشه گاهی اوقات به سرم بزنه دست از زندگی مجردی بردارم اینه که وقتی از شدت خستگی داری می میری و ساعت ۱۰شب پله های ۴طبقه رو به زور میای بالا ،دوباره کیسه زباله به دست مجبور بشی چهار طبقه بری پایین و دوباره چهارطبقه برگردی بالا ...انصافا حضور یک مرد در زندگی هیچ نفعی که نداشته باشه ،در این مورد می تونه خیلی خوب باشه !!!

پی نوشت :من هم از طریق کامنت و اظهار تعجب آزاده عزیز سری به لولیان لیلی زدم و دیدم بله دیشب گویا لیلی هم از این موضوع شاکی شده و ما یک حس مشترک داشتیم .منتها فکر می کنم لیلی به توصیه های شهرداری عمل می کنه و سر ساعت ۹آشغالها رو بیرون میذاره ولی چون اینجا آشغال ها رو ساعت ۱شب می برند،من دیرتر آشغالها رو بیرون میذارم .

پی نوشت۲:دوستان عزیز م ، باید یک توضیح راجع به این پست بدم تا به انتقادهای سعیده عزیز و سامان و ساسان و یا سایر دوستان پاسخ داده بشه .همان طور که در جواب حسن هم گفته بودم این پست کاملا شوخی بود ....و باز در پاسخ به سوال حسن که پرسیده بود چطور مردی را راضی به این کار می کنید پاسخ داده بودم ازش خواهش می کنم !!!پس این نشون میده که من اصلا قصد اهانت به هیچ مردی رو نداشتم....در ضمن همه افرادی که بیشتر اینجا رو می خونند و یا من رو می شناسند می دونند به همون اندازه ای که طرفدار حقوق زنان هستم به حقوق مردان احترام می گذارم ....اصلا هم قصدم از این پست ،تحقیر و یا توهین مردان نبوده و اما سامان ،من هم یک مرد تاثیرگذار در زندگیم بوده که می تونید یادش رو در برخی پستها ببینید ....امیدوارم توضیحات کافی بوده باشه .

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |