تبليغاتX
پرنده خارزار - باز هم سفر

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

امروز به مسیح زنگ زدم تا همديگه رو ببينيم ....مسيح با صداي غمگين ميگه زود بيا تا با هم خداحافظي كنيم ...وبازهم يك مسافر ديگه .... مسيح امشب براي ترجمه كتاب "تاج خار"ميره فرانسه و ايتاليا ....دلم مي خواست مسيح از خاطرات سفرش بنويسه ولي برای نوشتن كتاب سومش " من آزاد هستم" كه البته بعد از اين همه مدت مجوز چاپ بهش ندادند، ديگه وبلاگ ننوشته ....با رفتن مسيح ،باز من تنهاتر از هميشه ميشم ....حداقل خوبيش اينه كه مسيح چندماه ديگه برمي گرده....امیدوارم كلي خوش بگذره بهت ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده