تبليغاتX
پرنده خارزار - لعنت به شما...

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

قرار بوده برای شرکت در امتحان پروانه وکالت(شاید هم کارآموزی پروانه وکالت. اصطلاح دقیقش رو نمی دونم)، با دوستش بیان تهران. هفته قبل که بم بودیم، با خوشحالی این رو بهم می گفت. وقتی میان تهران، می بینند مسئولان محترم بدون این که اطلاع رسانی در این زمینه بکنند، زمان امتحان رو تغییر دادند و به جای این که امتحانات آخر این هفته برگزار بشه، هفته بعد برگزار میشه. افرادی که بیشترشون هم بچه های شهرستان بودند، یک تجمعی می کنند روبروی قوه قضائیه ولی خب گویا هیچ گوش شنوایی نیست.

 

بهش گفته بودم که اگه اومد تهران، می تونه بیاد خونه من. دیروز زنگ زده بوده ولی خونه نبودم. رفته بودم خونه مادرم. به شماره اش زنگ می زنم. میگه امشب داره برمی گرده بم. بهش میگم خب هفته بعد که برای امتحان اومد، می تونه بیاد خونه من. میگه دیگه امسال نمی تونه امتحان بده!!!

 

بهش میگم تو چرا داری این کار رو می کنی. یک سال زمان رو از دست بدی که چی بشه. میگه دیگه امکانش برام نیست!!! این دفعه هم خیلی اذیت شدم. مخصوصا این که دوستم(دوستش هم یک دختر خیلی جوون بود ) هم همراهم بود.

میگم خب چرا از روز قبلش به من زنگ نزدی؟ من نمی رفتم خونه مادرم تا تو و دوستت بیان اینجا. میگه فقط شماره خونه ات همراهم بود.

 

میگه قسمت نبود. حتما خدا نخواسته. حالا سال بعد دوباره شرکت می کنم. بهش میگم تقصیر رو گردن خدا نیانداز. آخر هفته بیا اینجا و امتحانت رو بده....میگه نمی تونم...و من واقعا خجالت می کشم بهش بگم که سعی می کنم هزینه سفرت رو جور کنم.

 

الان نشستم که مثلا یک گزارش رو تموم کنم ولی نمی تونم. آخه مسئولان محترمی که چشماتون رو روی همه چیز بستید، تا کی می خواهید به این روش ادامه بدید. یک دختر که می تونه دختر شما باشه، پول نداره تا برای امتحانش در این شهر جایی بمونه...دختری که همه خانواده اش رو در زلزله از دست داده، نمی تونه امسال امتحان کارآموزی پروانه وکالت بده چون فقط برای یک بار سفر به تهران پول داشته و نه بیشتر!!!

چون شما مسولان محترم یادتون رفته اون حداقل مستمری رو که به این افراد تعلق می گرفت، پرداخت کنید....ماههاست که یادتون رفته...

 

پی نوشت: کی مسولان این کشور از خواب بیدار میشن؟ واقعا دیگه بس نیست شاخ و شونه کشیدن برای همه دنیا....بابا یک فکری به حال مردم کشورتون بکنید...مردم کشورهایی که شما دارید برای مسئولانش شاخ و شونه می کشید، دارند راحت زندگی شون رو می کنند.... اون وقت ما اینجا حتی نباید از این همه فقر و نکبت بنویسیم مبادا سیاه نمایی کرده باشیم؟ مبادا عدالت آقایون زیر سوال بره؟ کدوم عدالت؟ واقعا دیگه بس نیست این همه فقر و نکبت و بدبختی .....چرا یک فکری به حال مردم کشورتون نمی کنید؟ دارید چه بلایی سر زندگی و آینده این مردم میارید؟

 

پی نوشت۲: میگن تو چرا این همه گریه می کنی؟ باید به چی بخندم؟

 

 پی نوشت۳: دو انسان خوب،یکی شون یک دوست و دیگری یک  همکار که نمی شناسیم همدیگه رو، برام ایمیل زدند که حاضرند هزینه سفر این دختر و اقامتش در تهران رو بپردازند. ممنون همکار و ممنون دوست خوب. نمی دونید چقدر خوشحال شدم امروز.

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |