من دچار اضطراب و دلشوره ای شدم که نمی تونم هیچ دلیلی براش پیدا کنم .هرچند احتیاجی هم به پیدا کردن دلیل نیست.در شرایطی که ما در اون به سر می بریم تعجب می کنم که چطور هنوز زنده موندم و دارم نفس می کشم.من هنوز کار می کنم و آخرین گزارشم رو در مورد فرهنگ می نویسم و به جملاتی ترتیب میدم که گوینده اش میگه با مردمی که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی قرار دارند نه تنها نمیشه به توسعه و پیشرفت رسید بلکه هیچ کاری هم نمیشه برای این کشور انجام داد.جالب اینجاست که این بنده خدا بعد از سقوط مصدق به این نتیجه رسیده و از اون دوران داره تلاش می کنه تا حداقل در سطح مدیران شرکت خودش فرهنگ سازی بکنه .نمی دونم به نظر اون فرهنگ مردم از دوران مصدق تا حالا تغییری کرده یا نه .ولی من احساسم اینه که ما در یک دور تسلسل گرفتار شدیم که دوباره خیلی زود به سر خط برمی گردیم و برگشتیم.
اصلا دلم نمی خواد در مورد اتفاقات اخیر چیزی بنویسم . کابینه ای از متعهدان و متخصصان رای اعتماد می گیره و هر روز هم خبرهایی در مورد توانایی هاشون به سطح جامعه درز میکنه و مدارکشون که بعضی ها به دروغ از تقلبی بودنشون حرف میزنند !!!ولی هنوز هم برای قضاوت زود است .رییس جهمور منتخب این وزیران لایق رو از بین هزار گزینه دیگه انتخاب کرده پس حتما وزیران خوبی هستند و خیلی زود این کشور رو به مدینه فاضله ای که قراره امام زمان از اونجا ظهور کنه تبدیل می کنند.پس ما هم منتظر اتفاقات خوب می مونیم.
این روزها دوستان خوبم هم زیاد چیزی نمی نویسند و خودم هم دلم نمی خواد خیلی بنویسم .چون دوست دارم از تلاش و امید برای آینده بهتر خودمون و کشورمون بنویسم ولی می دونم امید عبثیه.به همین خاطر ترجیح می دم حداقل احساسی رو که گریبان گیرم شده برای خودم نگه دارم .اگه دوست داشتید وصیت نامه یک خبرنگار رو بخونید حتما به ضایع نویس یک سری بزنید.
راستی بچه ها من همیشه برای همتون دعا می کنم .میشه برای من هم دعا کنید .من هفته بعد برای جستجوی خدایی که همیشه فکر می کردم در این نزدیکیهاست به مسافرت دوری میرم.شاید اونجا راحت تر بتونم باهاش حرف بزنم....این آخرین تلاشم برای برگشته.اگه به نتیجه نرسم تلاش میکنم تا برای همیشه از اینجا دور بشم .دیگه هیچ فرقی نمیکنه کجا باشه ......
