تبليغاتX
پرنده خارزار - جادوی کلمات و پرنده خارزاری که مرده بود...

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

بعضی از دوستان جلوی آی دی جی میل و یا یاهو، یک جمله و یا شعر می نویسند....یا مثل مریم، آسمون آبی میخوان و یا مثل آسیه بارون و یا مثل فرناز نمی تونی بفهمی که بالاخره هستند و یا نیستند و من هم که مدتهای مدیدی، جنگ نمی خواستم....یکی از دوستان هست که اگه آنلاین باشه و حتی بیزی، نوشته جلوی آی دی اش حسی از آرامش به آدم میده حتی در شرایطی که خیلی خسته و عصبانی هستی ....حالا جالبه که کلماتی که به کار می بره اینقدر ساده هستند که باورت نمیشه...خیلی دلم میخواد یکی دو مورد از این کلمات و جمله هاش رو بنویسم ولی خب شاید دوست نداشته باشه که من در این مورد بنویسم....امروز یکی از این روزها بود که تا نوشته جلوی آی دی اش رو دیدم، در حالی که خیلی ناراحت بودم، اینقدر حس خوبی  پیدا کردم که اگه بیزی نبود، حتما براش می نوشتم سلام و به این خاطر ازش تشکر می کردم....

حالا ماجرا از این قرار بود که بعد از اتمام مصاحبه، اومدم خونه ....حالم خوب نبود اصلا و وقتی خسته و ناراحت، نشستم پای اینترنت، دیدم صفحه وبلاگم باز نمیشه ...حالا دیگه این قالب ساده رو هم نداشت و انگار پشت یک کفن سفید پنهان شده بود....پرنده خارزار مرده بود....یک چند نفری از دوستانم هم چک کردند و همین رو گفتند تا این که مریم در این فضای مجازی به کمکم اومد و بعد از چند دقیقه ای وبلاگم زنده شد....ماجرا از این قرار بوده که گویا یکی قالبش رو دستکاری کرده بود....خب انصافا این کارها رو نکنید....دوستان خوبی که می خواهید اطلاعات تون در این زمینه رو به رخ دیگرون بکشید، این کار رو نکنید....به جای این که وبلاگ دیگرون رو بفرستید هوا بشینید یک سایت خوب طراحی کنید ....اصلا یک قالب قشنگ برای این وبلاگ طراحی کنید....

حالا البته یک آرشیو گرفتم از اینجا و پسوردی انتخاب کرده که فکر می کنم سالها طول بکشه تا بتونم حفظش کنم....

پی نوشت: براحتی از کنار جادوی کلمات خوب نمی گذرم از امروز....به همین دلیل هم فکر می کنم دیگه هیچ توهین و کلمه بدی نمی تونه عصبانی و ناراحتم کنه... وقتی این همه حس خوب و کلمه خوب وجود داره هنوز و این همه دوست خوب....

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |