تبليغاتX
پرنده خارزار - از هر دري، نوشته اي

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

1: تو كه رفتي، باز نمي تونستم جلوي اين اشكهاي لعنتي رو بگيرم....به ياد همه روزهايي كه تا به تلفن جواب مي دادم، مي گفتي نيم ساعت ديگه بيا سر فلان خيابون .....و چقدر در طول راه مي خونديم با صداي بلند و مي خنديديم ....يادت مياد چند بار در اون كوچه اي كه به ميدون ولي عصر منتهي ميشه نشستم روي زمين و گريه كردم كه ديگه نمي تونم ادامه بدم و تو مي خنديدي و مي خوندي و اوج مي گرفت صدات : من آسمانت را به غم بگريانم....و چند بار كه سر كوچه خونه از ماشينت پياده مي شدم و تو هربار باز يادآوري مي كردي: ديدي باز هم تنهاييم....حالا كه رفتي باز تنهاتر شدم هرچند كه گفتي هنوز كلي دوستهاي خوب داري ولي تو كه نيستي تا باز بخنديم به اين روزهاي بد....

 

2. سالهاي كشورم را با نام علي (ع) مي نامند تا بيانگر عدلشان باشد و همگان از عدل حكومتي اسلامي برخوردار گردند، اما جوانان دانشجو دستگير مي شوند به دلايل واهي و بعد از روزهاي طولاني انفرادي هاي اوين، خبر از تجاوز و شكنجه مي دهند....آيا معني عدل علي در كشورم اين است؟ روزهاي خوبي نيستند اين روزهاي پر از دستگيري، شكنجه و تجاوز و اعترافات تلويزيوني براي رسيدن به اتحاد ملي ...

 

3. زندان، بد است اما بدتر از آن روزهاي بعد از آزادي است ...روزهاي اضطراب و كشمكش....روزهايي كه به سختي كش مي آيند و شبهايي كه اين بار با كابوس به پايان مي رسند....روزهايي كه بايد سخت تلاش كني براي بازسازي و ماندن...براي بازسازي و ادامه دادن....ولي بايد دوباره به پا خاست و از نو ساخت ....ايمان دارم كه تو مي تواني .... مي تواني دوباره به پا خيزي ...(نسيم جان، اين را براي دوست تو نوشتم....لطفا حتما براش بخون)

 

4. ساعتها مي نشستيم و فيلم مي ديديم با هم....بعضي وقتها تا خود صبح....و بعد هم ساعتها بحث مي كرديم در مورد فيلم...تو كه بيمار شدي و رفتي براي هميشه ديگه هيچ فيلمي نديدم....ولي اين شب ها باز فيلم مي بينم...يك عالمه فيلم كه در مدت اين دو سال نديده بودم...راستي پونه عزيزم مي دوني چقدر دلم تنگ شده برات....

 

5. اين روزها، ناخن هام رو لاك مي زنم و يك خلخال جينگيل؟! هم  خريدم كه به پام مي بندم ...ميخوام گوشهام رو هم سوراخ كنم و گوشواره بخرم.... فرناز رو هر وقت ديدم يك جفت گوشواره قشنگ جديد ديدم به گوشهاش...خلاصه بدجور وسوسه  شدم با اين گوشواره هاي فرناز ...

 

6. خب معلومه كه دارم روزهايي متفاوت رو زندگي مي كنم....با تلاشي مضاعف براي خوب بودن و خوب زندگي كردن در اين روزهاي بد....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |