تبليغاتX
پرنده خارزار - ننه گیلانه را دوست داشتم

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

چهارشنبه مریم عزیزم من رو دعوت کرد تا با هم به سینما بریم .ننه گیلانه.به قدری از فیلم خوشم اومد که تصمیم گرفتم باز هم فیلم رو ببینم .من و سولماز منتظر نشستیم تا روزبه اومد و همونطور که بیرون در سینما نشسته بودیم علیرضا بندری ،سجاد سالک،مهدی تاجیک ،پریسا ساسانی و همسرش رو دیدیم و البته سارای عزیزم و همسرش مهران قاسمی .پیمان هم اومد ۵ دقیقه پس از شروع فیلم. همونطور که سجاد سالک نوشته  پشت در سینما یک جلسه تشکیل شده بود و چون آقایون تنبلیشون میومد باز من مجبور شدم صف بایستم و بلیط بگیرم .می خواستم بلیط ها رو به دو برابر قیمت بهشون بفروشم ولی دلم سوخت.(منتها الان با خوندن نوشته سجاد پشیمون شدم که چرا بلیط ها رو به ۳ برابر قیمت نفروختم!!!!!!!)

و اما فیلم ننه گیلانه با صحنه های مه آلود و خاکستری در القای فضای دوران جنگ خیلی موفق بود .صحنه ای که زن برای سالم بودن خونه ای خدا رو شکر می کرد که آدم رو به حال و هوای فضای کتاب همسایه ها (احمد محمود )می برد حس دلگیری به آدم دست می داد و بازی عالی معتمدآریا که دیگه پیر شده بود و باید از یک پسر که جانباز جنگ هم بود نگهداری می کرد .زن خیلی تلاش می کرد برای حفظ روحیه پسر خودش رو شاد نشون بده و محبت یک مادر .....

و اما فیلم پایانی داشت برخلاف همه فیلم های ایرانی .فیلم با انتظار زن و کورسوی چراغ خانه در هوای مه آلود به پایان میرسه و هیچکس نمی فهمه که آیا عاطفه میاد تا با پسری که در جنگ معلول شده ازدواج کنه و یا اینکه پسر به آسایشگاه فرستاده میشه و این به نظر من خیلی پایان متفاوت و قشنگی بود .ولی بعضی از  دوستان خوب که عادت کردند به پایان یکسان فیلمهای ایرانی ،گویا این پایان رو نپسندیدند و کلی از سلیقه من ایراد گرفتند.خب هر کس یک سلیقه ای داره دیگه  ولی من و سولماز که خیلی خوشمون اومد البته سولماز که نمی تونست جلوی گریه اش رو بگیره می گفت و من هم خب....

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |