ديروز روز خيلي دوست داشتم...هرچند براي خبرنگارهاي زيادي روز خوبي نبود در بيكاري و توقيف روزنامه ها ولي براي خانواده هاي بازداشت شدگان روز خوبي بود....سه ساعت نشستيم پشت درهاي اوين كه نه، زير پل زيرگذر در حالي ساختي كه در همون نزديكي هست تا شايد ازدحام ما بهانه اي نباشه براي آزادي ديرهنگام دانشجويان بازداشت شده و بهاره هدايت و امير يعقوبلي...فكر نمي كنم هيچ وقت اين صحنه رو فراموش كنم كه پسر مومني به در نگهباني اوين آويزون شده بود و همش خودش رو بالا مي كشيد تا شايد بتونه زودتر از همه اومدن پدرش رو ببينه ولي وقتي فهميد كه پدرش آزاد شده كه خانواده هاي دانشجويان شروع به دويدن دنبال ماشيني كردند كه از در اوين اومد بيرون...
مومني و هاشمي رو هشت بهشت پيدا كرديم و چندنفري رو ميدون شهرك غرب و از خونه امير يعقوبلي رفتيم خونه بهاره....بهاره و امير خوب بودند هر دو....واقعا تحسين مي كنم صبوري و آرامش بهاره رو و البته امير رو كه برخلاف سن كمش اين همه خوب از پس روزهاي انفرادي اوين براومده بودند....
پي نوشت۱: روز واقعا خوبي بود و خيلي خوشحالم براي همه خانواده هاي آزادشدگان...ايكاش بقيه دانشجويان دربند هم زودتر آزاد بشن.
پي نوشت۲: اگه به وبلاگ آيدا سر بزنيد، مي تونيد عكس هاي آزادي رو ببينيد....چقدر گريه كردم با اين صحنه ....
پي نوشت۳: در هر صورت باز هم اين روز، روز ما بود....روز خبرنگار....اين روزهاي بد هم يك روزي تموم ميشن...اين روز رو به همه دوستان خوب خبرنگار تبريك ميگم....
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده
|