...دلم میخواد اگه دوستی در دنیای مجازی دارم، دوستی باشه در همین نزدیکی ها که یکی از راه های ارتباطی مون هم چت باشه...دلم نمیخواد دوستی رو که ساعتها و ساعتها از من دوره ....دلم میخواد در همین نزدیکی ها باشه....دوست ندارم شناخت نصفه و نیمه ای رو که ارتباطات از راه دور به آدمها میده....دوست ندارم احساسم رو از طریق شکلکهای یاهو به کسی منتقل کنم....دوست ندارم شنونده احساسات باشم از پشت خطوط تلفن....دوست دارم لمس کنم این احساس رو ....
می دونم دوست خوب که نگران منی و شاید هم نگران تنهایی ام، ولی اسیر وسوسه رهایی از این تنهایی خودخواسته نمیشم....حداقل مطمئن هستم که نمی خوام این تنهایی رو با حضور بیشتر مجازی دوستی پر کنم که خیلی دوره از من....
پی نوشت: این پست گویا باعث سوتفاهم شده برای پروانه یکی از دوستان خیلی خوب اینترنتی ام....تا قبل از این که برای دیگر دوستان خوب اینترنتی هم این سوتفاهم پیش بیاد باید توضیح بدهم که :راستش یک دوستی، پیشنهاد داده بود که با یکی (یک مرد) آشنا بشم که مثل دوست قبلی و قبل تر از اون در ایران زندگی نمی کنه....از احساسم به این مدل دوستی نوشتم چون اصلن دلم نمیخواد یک بار دیگه، این مدل دوستی رو تجربه کنم....این تنهایی به نظرم شرف داره به دوستی ای که این قدر دوره از تو که سالی یک بار هم شاید نتونید ببینید همدیگر رو ...
+ نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده
