تبليغاتX
پرنده خارزار - امان از سانسور و 16ساعت خواب روز تعطیل...

پرنده خارزار

تو به ویرانی این ياءس بکوش

آیا در موقعیت برقراری یک رابطه سکس قرار گرفتید؟ یا این که این رابطه را تجربه کرده اید؟ توانایی نه گفتن به این رابطه را داشتید؟ آیا می تونید به راحتی از داروخانه، کاندوم بخرید؟ آیا می تونید از شریک جنسی تون بخواهید که از کاندوم استفاده کند؟  آیا از ایدز می دانید؟ اطلاعات تون رو از کجا کسب کردید؟

 

اینها سوالاتی بود که در یک پرسشنامه تهیه کردیم و نیکا و فرنوش از 25دختر و پسر 15تا23ساله پرسیدند. البته اکثرشون 20ساله بودند. این اولین تجربه گزارش نویسی نیکا(17ساله) و فرنوش(20ساله) بود و خیلی با ذوق و شوق این کار رو انجام میدادند. نتایج اصلن خوب نبود. 7نفر از این 12دختر و 9تا از این پسرها رابطه سکس رو تجربه کرده بودند.... 8 نفر از دختران نمي دانستند که به چه رابطه يي رابطه پرخطر مي گويند يا اينکه چگونه مي توان خطر ابتلا به ويروس اچ آي وي را کاهش داد. 8 نفر از آنان، خطر ابتلا به ايدز را در خود صفر درصد مي ديدند!! ولی اون چیزی که واقعا متاثر کننده بود این بود که دخترها اطلاعات خیلی کمتری داشتند...مثلن یکی شون فکر می کرد میشه با قرص های ضدبارداری جلوی ایدز رو گرفت....و متاسفانه تعداد کمی توانایی نه گفتن به یک رابطه جنسی رو داشتند....

 

ولی وقتی قرار شد این گزارش چاپ بشه این قدر سانسور شد که دیگه تقریبن چیزی ازش باقی نموند...مگه میشه نوشت مثلن این قدر دختر با دوست پسرهاشون رابطه جنسی داشتند...مگه میشه نوشت شریک جنسی ....مگه دخترها باید کاندوم بخرند و الی آخر...ولی چون اولین تجربه نیکا و فرنوش بود و واقعن خیلی زحمت کشیده بودند تصمیم گرفتیم با این همه سانسور هم باز مطلب چاپ بشه...

 

واقعن نمی دونم کی قراره مسئولان ما بفهمند نگرش دختر و پسرهای نوجوان و جوان به رابطه جنسی کاملن تغییر کرده (و دیگه مثل زمان ما نیست) درحالی که متاسفانه اطلاعات شون در این مورد خیلی ناکافی هست...هزینه حتی یک برنامه وسیع برای آموزش نوجوانان و جوانان در مورد ایدز به مراتب خیلی خیلی کمتر میشه از هزینه های درمانی افراد مبتلا....   

پی نوشت1: در سازمان انتقال خون فقط به من گفتند که اين يک بيماري خصوصي است. مال خودت است. اگر خواستي مي تواني به هيچ کس در اين مورد چيزي نگويي حتي به نزديک ترين کسي که با او زندگي مي کني این گفتگو با ایمانه محمدی است..اولین بیمار مبتلا به ایدز که سه سال قبل باهاش آشنا شدم...مادر یک دختر14ساله و پسر17ساله....الان هم یک ان جی ا به اسم رنگین کمان صلح به ثبت رسونده...

پی نوشت۲: روزهای تعطیل چیزی در حدود ۱۵یا۱۶ساعت می خوابم!!! از یک شب تا دو بعدازظهر روز بعد...بعد از شدت گرسنگی بیدار میشم تا یک غذایی بخورم و دوباره ساعت ۴می خوابم تا حداقل هفت بعدازظهر....حالا همش دارم فکر می کنم به این که دیگه خیلی این برنامه برای روزهای تعطیل تکراری شده و باید یک فکر جدیدی بکنم...

پی نوشت۳: از این بازارچه پارک لاله خیلی خوشم میاد....هم خوراکی هاش رو دوست دارم(سمبوسه های خوشمزه، چای دارچینی، نقل، آلوچه و ...)  و هم انواع و اقسام صنایع دستی ریز و درشت رو ...و هم مانتوهای سنتی ساده و جالبی که بعضی از غرفه هاش دارن...امروز هم رفته بودم یک گلدون سفالی بخرم برای گل های گلایول که قبلن نوشته بودم...انصافن این قدر قشنگ شده که اصلن فکرش رو هم نمی کنی که این گلها رو قرار بود بذارند کنار جوی آب...

پی نوشت۴: میگه هیچ وقت از کلماتی مثل هیچ وقت و هرگز و اصلن استفاده نکن، چون بعد که مجبور بشی بزنی زیر حرفت خیلی بد میشه....خب راست میگه دیگه....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |