پی نوشت: و تو اون اتفاق خوب هستی...
پی نوشت۲: این اتفاق گویا برای دوستان خوبم سوال برانگیز شده...این اتفاق هرچند سلام ناگهانی دوستی بود که مدتهاست ندیده بودمش اون هم در روزهایی که اصلن خوب نبودم و البته دیگر برای همیشه این نزدیکی ها نیست تا ببینمش...اما می تونه احساس زیبای تو باشه شبنم عزیزم از این روزها و حس خوب دوباره مادر شدنت....می تونه حس زیبای لیلای عزیزم باشه به شیطنت های علی رضای کوچولو که هنوز هم فقط عکسهاش رو دیدم ...می تونه خنده های سهیل عزیز باشه که از پشت تلفن میگه: ببسخید که نذاستم سب بخوابی،من دیده گریه نمی کنم...می تونه دیدن دوباره خلیل پسرک فال فروش ایستگاه های مترو باشه که باز مرغ عشق زردرنگش رو توی آستین بلوزش قایم کرده و تا تو رو می بینه با خنده میگه خاله این رو دیدی تازه خریدمش...می تونه شادی کودکان کار باشه در روز جهانی کودک در پارک شوش....همیشه نباید برای اتفاق های خوب زندگی دنبال دلایل بزرگ گشت....و من چقدر به همین اتفاق ها قانعم و شاد...
