امروز، قرار بود بریم خونه خدیجه مقدم.....قرار بود مریم و جلوه و بقیه دوستان هم باشند....اما چند تا مامور مانع ورود مهمانان که همگی هم زن بودند به منزل خدیجه شدند و خدیجه رو هم به اداره امنیت احضار کردند...خدیجه هم به همراه عده ای دیگر از مادران کمپین به اداره امنیت می روند تا از این برخورد غیرقانونی شکایت کنند...اصل خبر و توضیحات بیشتر در همین لینک هست
تا دیروز که می گفتند چرا در میدان هفت تیر تجمع کردید و یا چرا روبروی دادگاه انقلاب جمع شدید، حالا هر وقت چند نفر محدود از اعضای کمپین هم در منزل یکی از دوستان جمع می شوند بلافاصله نیروهای امنیتی می آیند و احضاریه و ....این هم از امروز که حتی ما حق نداریم به منزل خدیجه مقدم بریم برای تسلیت گفتن...
اصلن چه فرقی می کنه چه برای تسلیت گفتن چه برای شاد بودن چه برای دور هم جمع شدن، یعنی واقعن ما حق نداریم در خونه همدیگه جمع بشیم...کی می تونه تعیین کنه که ما در چارچوب خونه هامون که مثلن حریم شخصی هم هست باید از چی حرف بزنیم؟ به قول دوستی که میگه من دلم نمیخواد از طلا و مدل مو و آرایش حرف بزنم دلم میخواد درباره حق و حقوقم حرف بزنم...باید برای این دور هم جمع شدن ها در خونه هامون هم مجوز بگیریم!!! وقتی هم خودمون و هم دوستان مون همه از اعضای کمپین یک میلیون امضا هستند یعنی برای دیدن همدیگه هم باید مجوز بگیریم؟!!!!!
پی نوشت1: باز هم فیلتر کردند سایت کمپین یک میلیون امضا رو....
پی نوشت2: خوشحالم از این که بحث مطالبات زنان این قدر عمومی شده که برخی نمایندگان زن مجلس که تا دیروز موافق چندهمسری مردان بودند امروز از تریبون مجلس به انتقاد از این موضوع برخاسته اند و دم از بازخوانی و تغییر کلیه قانون نابرابر علیه زنان می زنند.
پی نوشت۳: پایه های امنیت ملی کشور رو مردمی نمی لرزانند که در برف و سرما مانده اند بدون مواد غذایی و بی برقی هم که از امروز به مشکلات شان اضافه شده؟!! پایه های امنیت ملی رو مردمی نمی لرزانند که زیر بار تورم، بیکاری و اعتیاد کمر خم کردند؟!!! پایه های امنیت ملی رو همین تلاش های مسالمت آمیز ما برای رسیدن به خواسته های انسانی و حقوق برابر به لرزه انداخته؟!!!
پی نوشت۴: مریم بعد از آزاد شدن از زندان، باز در حوا می نویسه...مریم ناگفته ها رو در مورد راحله هم نوشته....آخرین حرفهایی که راحله به مریم زده بود...کشتند راحله را و ما هیچ کاری از دستمون برنیامد...چقدر خوبه این نوشتن ها و چقدر کمک می کنه به ادامه تلاش ها...
پی نوشت۵: راستی مرسی از همه دوستانی که در مورد دادگاه پرسیده بودند...یادم رفت بنویسم که دادگاه روز سه شنبه تعطیل بود...
