بالاخره به روزهای بهار رسیدیم...روزهای سخت و سرد سال قبل هم تموم شد...تموم شد روزهایی که فکر می کردم روزهای خوب بهار رو نمی بینم!!! یک سال خیلی خیلی خوب همراه با عشق، امید و برابری برای همه دوستانم و البته برای خودم آروز می کنم...
پی نوشت: دو روز زودتر پای هفت سین نشستیم...امروز و در جمع زنان معتاد و کارتن خواب دروازه غار...این زن که همراهش به خونه اش، یکی از اتاق های در حال ریزش یکی از خونه های قمرخانوم دروازه غار، رفتم امروز دیگه خوب شده و طوری حرف می زد که نمی تونستم باور کنم این همون زنی بود که چندماه قبل دیده بودم....
پی نوشت۲: به تصمیماتی که از اسفندماه برای سال جدید گرفته بودم، یک مورد دیگه هم اضافه شد...
پی نوشت۳: انصافن اگه می دونستم زودتر از اینها کامنت ها رو مدیریت می کردم ....کلی دارم می خندم به بعضی از کامنت ها...
+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده
|

