ساعت یک بعد از ظهر روز پنجشنبه چندین دختر و پسر جوان با کاورهارهای سفید بر تن و روبانهای قرمز بر بازو هر کدوم یک پلاکارد در دست گرفتند و در ابتدای خیابان سنگفرش شده تئاتر شهر ایستاده اند .بر هر کدام از پلاکاردها، جمله ای نوشته شده .جملاتی همچون « اعمال خشونت و زندانی کردن معتاد، جز اشاعه ایدز نتیجه دیگری ندارد» « مرا در آغوش بگیر، من ایدز دارم»« از من نترس» «کاندوم، وسیله ای موثر و ارزان برای جلوگیری از ایدز»« به همسران خود وفادار بمانیم تا سالم بمانیم.»« معتاد بیمار است، مجرم نیست» .
در محوطه تئاتر شهر، گروهی از کودکان مشغول نقاشی بر پارچه سفید بزرگی هستند. اکثر نقاشی ها، مربوط به بیماری ایدز و اعتیاد هستند و کودکانی که این نقاشی ها را می کشند، کودکان انجمن حمایت از حقوق کودکان هستند؛ کودکان کار که توسط مربیان این انجمن غیر دولتی با ایدز و راه های انتقال آن آشنا شده اند و آموخته اند که چگونه باید از ایدز پیشگیری کرد . دو تا دختر فال فروش هم با لباسهای خیلی کثیف و دمپایی های پاره دنبال کسی می گشتند تا بهش فال بفروشند.طفلکی ها تا چشمشون به رنگ و نقاش بچه ها افتاد گفتند ما هم می تونیم نقاشی بکشیم .دلارام که دختر خیلی جوونیه و مسئول آموزش به کودکان خیابانی ،بلافاصله بهشون قلم مو و گواش میده و یک ساندویچ . بچه ها میگن اول می خوان نقاشی بکشن .شاید باورتون نشه که این دو دختر هیچ تصویری نتونستند بکشند و فقط رنگها رو با هم قاطی می کردند .
چند قدم اونورتر ، بر روی یک میز چندین بروشور،سبدی با روبان های قرمز و سبدی از کاندوم گذاشته اند و چند پسر جوان مشغول ارائه توضیحات به مراجعه کنندگان هستند .تمام مراجعه کنندگان مرد بودند و البته من هم فقط یک روبان قرمز برداشتم.
دکتر یکی از این انجمن ها ایستاده و با مثالهای عینی به همه یاد میده چطور بواز انتقال ایدز میشه جلوگیری کرد .فرانک هم عضو کمیته رنگین کمان است که اکثر اعضای اون رو بیماران ایدزی تشکیل می دهند .بیماران ایدزی هم در میان جمعبت می گردند و به همه بروشور می دهند
مردی که کت و شلوار گرون قیمتی تنش بود و تقریبا 29 ساله وقتی می فهمه که در این جمع بیماران ایدزی هم هستند موضع میگیره و به فرانک میگه باید به من می گفتید .فرانک میگه چرا؟مرد میگه من از بیماران ایدزی می ترسم .گفتن این حرف از کسی که تحصیلات دانشگاهی داره و ..خیلی بعید بود .فرانک میگه آقا تو از من می ترسی .مرد میگه تو که ایدز نداری .فرانک میگه من یک بیمار ایدزی ام .فرانک زیباست و فعال و پرانرژی.پسرهای جوون تا این حرف رو می شنوند به فرانک نزدیکتر میشن و ازش می خوان بیشتر بهشون توضیح بده ....
مردی که از قشم اومده از بچه های انجمن می خواد به شهرهای دیگه هم برند .مرد میگه شما نمی دونید اونجا چه خبره .مردها به کشورهای اطراف میرند و بعد اونجا با زنان ...رابطه جنسی برقرار می کنند و زنهای بیچاره شون رو هم به ایدز مبتلا می کنند .این مردها از هیچ وسیله جلوگیری هم استفاده نمی کنند.
پیرمرد 50 ساله ای هم که معلومه بیسواده در اونجا هست و میگه ایدز چیه و دکتر بهش توضیح میده .
با یک خانم و آقا که بیمار ایدزی بودند و عضو فعال انجمن رنگین کمان هم حرف زدم که می تونید اینجا بخونید.
و اما یک چیز خیلی برام جالب بود.حضور کمرنگ زنان .99 درصدافرادی که در تکاپو بودند تا چیزی یاد بگیرند ،مرد بودند.
و جالب بود در یکی از این بروشورها آمده است :در کشورهای فقیر به دلیل نابرابری جنسیتی از زنان انتظار می رود بلاشرط خواسته های مردان را برآورده کنند. این زنان کنترل کمی در رابطه جنسی خود دارند و در هنگام داشتن رابطه جنسی دارای قدرت تصمیم گیری کمی هستند.
هنوز دختران جوان بسیاری هستند که به ازدواج نا خواسته زود هنگام تن می دهند که این موضوع آنان را از دستیابی به آموزش کافی و مورد نیاز باز می دارد. در نتیجه با مسائلی مانند رابطه امن تر و یا در استفاده از وسایل محافظتی مانند کاندوم یا شرایط انتخاب کردن را ندارند و یا آگاهی و دانش لازم در این باره ندارند. و این در حالی است که در فرهنگ ایرانی داشتن اطلاعات جنسی برای مردان ضروری و برای زنان ناپسند شمرده می شود و ، زنان نمی توانند درباره مسائل جنسی با شریک جنسی خود آزادانه صحبت کنند و از سوی دیگر وابستگی بسیاری از زنان و مردان مانع از این می شود که بتوانند از رابطه جنسی آنان سر باز زنند....
نمی دونم عدم حضور زنان در این برنامه رو چطور میشه توجیه کرد؟
خانم ....می گفت اگه من اطلاعات کافی داشتم و اگه همسرم از کاندوم استفاده می کرد من الان ایدز نداشتم .هرچند که همسرش در زندان و به دلیل اعتیاد تزریقی ایدز گرفته بود.
و اما چند ماه قبل ایلنا ،آماری داده بود از اینکه 18 درصد جوانان 15 تا 19 ساله رابطه سکس داشتند و 50 درصدشون هم از هیچ وسیله پیشگیری استفاده نمی کردند .
آمار بالای اعتیاد هم چیزی نیست که کسی بتونه منکرش بشه و اما برخلاف تمام تلاشهایی که در چند سال اخیرشده،اعلام شده که معتاد از این به بعد مجرم محسوب میشه و باز هم همون زندان و اردوگاه و اینجا را بخوانید.من نمی دونم آیا با این شرایط باز هم لازمه که همه منتظر بمونند تا بالاخره یک روز مقامات مسئول تصمیم بگیرند به مردهای ایرانی مبتلا به ایدز بگویند از کاندوم استفاده کنید تا زنانتان ایدز نگیرند .و به زنان و دختران جوان بگویند شما که با داشتن اطلاعات ناکافی و نادرست با دوست پسرهاتون رابطه سکس برقرار می کنند ،باید این موارد رو رعایت کنید .. نمی دونم ولی نمیشه این بی تفاوتی زنان ایرانی نسبت به سلامت و آینده خودشون رو(حداقل در تهران و شهرهای بزرگ ) به حساب شرم و حیایی گذاشت که مردها دوست دارند .یا همیشه نباید یک گروه باشند که داعیه دفاع از حقوق زنان رو داشته باشند و به زور بخوان بهشون بگن این حق شماست که از شریک جنسی تون بخواهید ...
موقع برگشتن وقتی سرچهارراه ایستاده بودم که چراغ سبز بشه ،دختر جوونی دستش رو در جیبش کرد و یک بسته ای رو به پسر همراهش داد و گفت بیا این رو بذار توی کیفت تا کسی ندیده.پسر به آرومی گفت خب مگه چه اشکالی داره .دختر گفت تو بگیرش .بسته کاندومی بود که روی میزها گذاشته بودند ....

