خیلی ها آمده بودند . همه خاموش و یا گریان.گویا فقط اعلامیه هایی که بر در و دیوار انجمن صنفی زده شده باید پاسخگوی سکوت همه باشدو بیان کننده همه آن چیزی که برای بیانش جمع شده بودیم.اولی پیشنهاد خنده داری می دهد :یک روز را تعیین کنیم و در آن روز به مدت یک ساعت هیچ خبری بر روی خروجی تلکس خبرگزاریها قرار نگیرد به نشانه اعتراض .چند ماه قبل هم کوچک زاده ،نماینده اصولگرایی که همواره چفیه بر گردن دارد وقتی به جمشیدی ،خبرنگار روزنامه شرق گفته بود بی پدر و مادر ،همه تصمیم گرفته بودند یک روز (اگر اشتباه نکرده باشم)اخبار مجلس را تحریم کنند ولی ....
یلدا معیری اما از کتک خوردن عکاسان می گوید هنگامی که رفته بودند از جنازه سوخته دوستانشان عکس بگیرند و از کتک خوردن در روزهای دیگر توسط همین ماموران انتظامی جمهوری اسلامی...ساتیار امامی از رفتن برادران می گوید .گاهی بغض اجازه نمی دهد حرف بزند...
کامبیز نوروزی هر چند قرار است از تدوین پروتکلی برای تامین امنیت خبرنگاران صحبت بگوید اول کلی از اینکه خطر و اتفاقاتی از این دست ویزه شغل خبرنگاری است و از اینکه ما خبرنگارها خودمان در برابر کارفرهایمان کوتاه می آییم حتی در مواردی که انجمن از ما حمایت کرده ،صحبت می کند تا بعد از این ژروتکل سخن بگوید...دعواهای روزنامه همبستگی که کار به حضور پلیس 110 کشید البته به دعوت مدیر مسئول هنوز فراموشمان نشده است و حضور انجمن صنفی . جالب بود در حضور همین انجمن کار به درگیری و زدو خورد کشید و انجمن که ناظر همه چیز بود علیرغم نامه نگاریهای چندین و چندباره ما،حق را به مدیر مسئول داد و او هم ماه بعد به نوبت همه خبرنگارانی را که نام شورشی بر آنان نهاده بود،اخراج کرد.....
دکتر معتمدنژاد هم آمده بود و از ارائه لایحه ای برای تامین امنیت شغلی خبرنگاران خبر داد.لایحه ای که در دولت خاتمی به دلیل مشغله فراوان بر روی میز هیئت دولت بدون امضا مانده بود . (امیدی به امضای آن در دولت مهرورز رئیس جمهور مردمی هست؟؟؟)
و اما در این جمع ،فقط آسیه امینی بود که گفت آنچه را که دیگران نتواستند و یا نخواستند و شاید هم ترسیدند بگویند.انصافا شجاعانه گفت و با تحکم ،بدون سانسور،بدون ترس و یا لحاظ بعضی ملاحظات که تمام کارمان شده ملاحظه و سانسور و خودسانسوری.
آسیه متنی خواند و جمله ای گفت "به مرگ اعتراض کنیم که چرا ریحان چیده است، بار دیگر که آمد نیلوفر بچیند که بر مرداب می روید" و گفت از گنجی .و اما باید باز هم تشکر کرد از پرستو و کلیه دوستانی که برای برپایی این مراسم ،زحمت کشیدند.بیانیه ای هم تهیه و تنظیم شده بود که می توانید در اینجابخوانید .هرچند من هم نفهمیدم که کی،این بیانیه رو امضا کردند و هنوز هم این امکان هست که بشه بیانیه رو امضا کرد یا نه و امیدوارم این بیانیه هم تبدیل نشود به چندین بیانیه ای که بارها در موارد مختلف امضا کردیم و تا زمانی که امضاهایمان بر کاغذ بپوسد،امیدی به پیگیری اش نداریم.
*اما ساکنان شهرک توحید هم تجمعی ترتیب داده بودند و اعتراض داشتند که چرا هیچ فکری به حال اسکان آنها نمی شود و اینکه هنوز در منزل اقوام و دوستانشان هستند ...آخه یکی نیست به این مسئو لان محترم بگه شما که بر گریه کردن و و تسلیت گفتن به همدیگر، پیشی می گرفتید ،این زنده ها را دریابید.جانباختگان دیگه به خیر شما احتیاجی ندارند...این همه هتل،مهمانسرا و مراکز اقامتی در این شهر ،چرا باید این مردم رو در چادر اسکان بدید در این سرما و در این آلودگی هوا....
(عکس از نگین فیروزی)
